تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
391
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
زايجهنامهء تو چنين ديدند كه از تو يا به سبب تو بر ما بدى خواهد رسيد . با اين همه به كشتن تو امر نفرموديم و بر زايجهنامهء تو مهر نهاديم و آن را به همسر خود شيرين داديم و با اين همه حكم ستارهشماران را استوار مىداشتيم . پرميشا « 1 » پادشاه هند در سال سى و ششم پادشاهى ما فرستادگانى با نامه نزد ما فرستاد و در آن نامه از هر درى سخن گفته بود و براى ما و شما پسران ما هدايا فرستاده بود و به هريك از شما نامهاى نوشته بود . هديهاى كه براى تو فرستاده بود ياد مىآورى كه پيلى و شمشيرى و بازى سپيد و ديباجى زربفت بود . چون در هدايا و نامههاى شما بنگريستم ديدم كه برنامهء تو به هندى نوشته است : « مضمون اين نامه را پوشيده نگاه دار . » پس بفرموديم تا هدايا و نامهها را به هريك از شما بازدهند اما نامهء تو را به جهت آن جمله كه نوشته بود نگاه داشتيم و دبيرى هندى بخواستيم و بفرموديم تا مهرنامه بشكند و آن را بر ما بخواند . در آن نامه چنين نوشته بود : « مژده باد تو را و شادزى و دل خوش دار كه تو روز دى به آذر « 2 » از ماه آذر سال سى و هشتم از پادشاهى خسرو تاج بر سر خواهى نهاد و بر تمام مملكت او پادشاه خواهى شد . » پس ما را يقين شد كه تو پادشاه نخواهى شد مگر از راه مرگ و نابودى ما و با آن همه از وظيفه و پاداش و معونت و جز آنكه در حق تو بود چيزى نكاستيم تا چه رسد كه امر به كشتن تو كنيم . پس برنامهء پرميشا مهر نهاديم و آن را به زن خود شيرين سپرديم . شيرين هنوز زنده است و عقل و تن او درست است ، اگر بخواهى مىتوانى زايجهنامهء خود و نامهء پرميشا را از او بگيرى و بخواهى تا از خواندن آن نالان و
--> ( 1 ) - شايد شكل درست اين نام پولوكيشه باشد ( با آواى ميانه سقّى ) ، زيرا چنان كه آقاى بولر Buhler به من گفته است در آن زمان يكى از دو پادشاه بزرگ هند ، يعنى پادشاه از دكن تا ناربادا ، چنين ناميده مىشده است . « ل » و « ر » در پهلوى به يك شكل نوشته مىشود . ما نمىتوانيم بگوئيم كه تحريف « ك » به « م » در اين نام در اصل پهلوى صورت گرفته بوده است يا در ترجمهء عربى . ( 2 ) - رجوع شود به صفحهء 378 ، زيرنويس شمارهء 5 . فردوسى در اينجا فقط « دى » آورده است .